اهنکها
برای تمام سنین
اهنکها
بعضی وقتها که می یای سر روی شونم می ذاری
تموم غصه هارو از دل من در می یاری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
(قسمتی از پنجره سیاوش قمیشی)
همه غصه های دنیا توی سینه منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدا
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچ چی نمی خوام
پشت این پنجره می شینمو آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره منم
عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابروباد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذزه اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امتن در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یابه وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
خدایا! آیاشایسته است که روزگاراینچنین خودرابراشرف مخلوقاتت تحمیل کند؟
اگرتلخ بودباید بپذیریم اگرشیرین بودباید بپذیریم . چاره ای جز این نداریم
پس این اختیاری که ازآن دم می زنند چیست؟
کدام اختیاراست که ماراازحیوانات متمایزمی کند؟تاجایی که به خاطرمان می آید این چرخ فلک بوده
که اختیارمارابدست گرفته ایت وهیچ توانی برای مبارزه با آن نداریم. تکنولوژی وعلم بشری را به خدمت
تام خوددرآورده ایم اماهنوزنتوانسته ایم روزگاررارام خودمان بکنیم.
خدایا!زمانی که مارابه گرداب حوادث وطوفان سهمگین ناملایمات می اندازی آیابه این می اندیشی که
بندگان ضعیف وناتوانت که لقب اشرف مخلوقات رافقط به بدنامی یدک می کشند دراین گردبادتاب
می آورند یانه؟
بدبینی هاکج خلقی ها وحساسیت های بیش ازحدنوعی عدم اعتماد به خود واطرافیان را برای ما به
ارمغان می آورد.
زندگی چیزی نیست جز لذت بردن از چیزهایی که داریم وتلاش برای رسیدن به چیزهایی که نداریم.
چقدرخوب است که احساساتمان نسبا به غم وشادی یکی باشد.آن زمان است که معنای زندگی را
دریافته ایم.زندگی یعنی دیدن وعبرت گرفتن بودن ولذت بردن خواستن و توانستن
اينم يه شعر از آلبوم جديد خواننده ي سياوش قميشي رفتیُ خاطره های تو نشسته تو خيالم
ينم يه شعر ديگه از آلبوم جديد سياوش قميشی عزيز هر چشم تو يه پنجره، رو به تماشای سحر! پنجره يعنی يه نفر،ديوارُ حاشا ميکنه! اونور قاب پنجره، اگه قشنگه ، اگه زشت! پنجره يعنی يه نفر،ديوارُ حاشا ميکنه! |